چرا توسعه انساني مهم است؟(مرتضي نظري)
پنج صبح: وقتي از توسعه سخن مي گوييم ، ماهيتاً يك تلقي و تداعي اقتصادي به ذهن متبادر ميشود.
اين ذهنيت به دليل سال ها تفسير اقتصادي و پولي از توسعه است آنچنان كه مفهوم توسعه در بسياري از دستنوشتهها و توليدات نويسندگان با رنگ و لعاب اقتصادي مطرح مي شود.
از اين رو تعريف توسعه در اكثر متون تأليفيِ موجود، از يك «اقتصادزدگيِ افراطي» رنج ميبرد. اين در حالي است كه اقتصاد و مؤلّفههاي بارزي همچون توليد ناخالص داخلي، درآمد سرانه و .... بخشي از عناصر دخيل در توسعه هستند.
بين صاحبنظران و انديشمندان علوم اقتصادي و اجتماعي و سياسي، در خصوص تعريف واژه توسعه اختلاف نظر بسياري وجود دارد. اين اختلاف نظر علاوه بر آنكه به عوامل متعدّد تأثيرگذار در شكل دهي به توسعه مربوط است، به «اهداف توسعه» برميگردد. طبيعي است كه در پسِ هر تعريفي از توسعه، هدف يا اهدافي از توسعه وجود دارد كه ارائهكنندة تعريف در تلاش براي تحقق هدف خود، واژهها را برميگزيند.
كوشش مي كنيم در اين مبحث، بيش از آنكه بخواهيم وارد مناقشه بر سر تعريف توسعه بشويم، در تلاش خواهيم بود تا تحوّلي را كه به دليل اهداف جديد توسعه، در مفهوم توسعه به وجود آمده است، بيان كنيم. از آنجا كه چارچوب كلي اين نوشتار، توسعه براي انسان و بر محور انسان است، بايد گفت كه در كوتاهترين تعبير، اهداف توسعه نيز بر «كاهشِ رنج و افزايشِ راحتيِ انسان» متمركز شده است.
به تعبيري؛ چه آنان كه دايره ديدشان براي مفهوم و هدف توسعه از رشد اعداد و ارقام توليد ناخالص و درآمد سرانه فراتر نميرود و چه آن دسته نظريات و تعاريفي كه به دنبال عوامل بيروني توجيه اهميت و تأثيرگذاري هاي خارجي بر روند توسعه جوامع هستند ،و چه اين گفتار كه در تلاش براي نشان دادن حد و اندازه نقش و اهميت بُعد فرهنگي و شخصيتي در روند توسعه يافتگي ميباشند، همگي در تلاش براي بيان اين هدف هستند كه «قرار است انسان عصر ما كمتر رنج كشد و بيشتر آسايش و راحتي ببيند».
از اين رو بيان ميشود كه هدفهاي توسعه بايد در جهت كاهش هرچه بيشتر فقر، بيسوادي، بيكاري، گرسنگي، نابرابري و تبعيض و بيماري باشد و افزايش هرچه بيشتر سطح و كيفيت آموزش، بهداشت، اشتغال، تغذيه، آزادي انتخاب و توزيع فرصتهاي اجتماعي باشد. دسته اول، رنج انسان است و دسته دوم راحتي او و در مجموع همه اينها به ما اين اجازه را ميدهد كه يك واژه را با در نظر گرفتن تمام اهداف، شاخصها، نظريهها و راهبردها براي توسعه به عنوان هدف برگزينيم وآن واژه چيزي نيست جز «زندگي».
شايد در بين ديدگاه هايي كه پيرامون توسعه ارائه شده، توان دو ديدگاه را به شرح زير از مفهوم توسعه بيان كرد:
برداشت اقتصادي
بر اساس اين ديدگاه، توسعه در اساس عبارت است از افزايش سريع و پايدارتر توليد سرانة ناخالص ملي (يا داخلي) كه احتمالاً براي كاهش نابرابري درآمدهاي ناشي از اين افزايش همراه ميشود. در اين نگاه، توليد و افزايش ثروت از اهداف اصلي توسعه است.
برداشت انساني
درديدگاه دوم كه ما آن را «برداشت انساني» از توسعه ناميدهايم، در واقع دربرگيرندة ابعاد وسيعتري از توسعه است. نگاه انساني به توسعه گوياي ابعاد اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي توسعه ميباشد. در اين نگرش «مردم» به عنوان هدف توسعه معرفي ميگردند و هر نوع فرايندي در روند توسعه پيرامون مردم و براي مردم صورت ميپذيرد.
زماني در گذشته به توسعه صرفاً در چارچوب رشد اقتصادي نگاه ميشد و در مواردي نيز عمدتاً از توسعه به منزله تحوّلي در قلمرو كاركردهاي اقتصادي ياد ميگرديد. اما اكنون اين مفهوم ابعاد گستردهتري يافته است.
در زمان كنوني آنچه مفهوم توسعه و تحقق آن را از ظرافت و حساسيت بسيار زياد برخوردار ساخته، در هم تنيدگي و به هم پيچيدگي ابعاد مختلف اقتصادي، اجتماعي، سياسي، زيست محيطي و فرهنگي توسعه است. اين پيچيدگي آنجا بيشتر نمايان ميگردد كه هدف توسعه حول محور انسان و منابع قابل حصول براي توسعه توانمنديهاي انساني تعريف ميشود.
زماني افزايش توليد ناخالص و ميزان برخورداري كشورها از منابع طبيعي نقش اساسي در تعريف مفهوم توسعه و سازندگي ايفا ميكرد. اما در روزگار ما اين راز بيش از پيش از پرده برون افتاده كه آنگاه كه اين افزايش و بهرهوري از منابع طبيعي با فقر و نابرابري اجتماعي و بيكاري توأم شده و ديگر نميتوان سخني از توسعه به ميان آورد.
بر مبناي همين باور از توسعة انسان محور اين انديشه مقبوليت عمومي يافته كه «... مزيت دسترسي به منابع طبيعي و امكان بهرهمندي از شاخصهاي توسعه و موفقيت در رقابت اقتصادي بينالمللي جاي خود را به مزيت بهرهمندي از نيروي انساني محقق، خلاق و مبتكر داده است، نيرويي كه قادر است منابع و امكانات لازم توسعه را بيافزايد، بنابراين ابزار توسعه را امروزه نه در كوه ها، دشتها و اعماق زمين، كه در مغز انسان بايد جستوجو كرد.»
گفته فوق از محبوب الحق، مشاور علمي توسعه انساني سازمان ملل است. وي در ادامه ميگويد:
«هدف غايي توسعه، رفاه و بهروزي انسان است و نه ارقام توليد ناخالص ملي. اگر مردم محور و كانون توسعه قرار گيرند، برنامهريزي اقتصادي چه شكلي پيدا خواهد كرد؟ اگر اين تحوّل جديد به انديشه ما راه يابد، دموكراسي و تمدن بشري ميتواند دوران جديدي را آغاز كند. انسانها به جاي اينكه در حاشيه توسعه باشند، سرانجام هدف و موضوع اصلي توسعه قرار خواهند گرفت، نه يك مجرّد اقتصادي از ياد رفته، بلكه واقعيتي زنده كه مصدر فعل و عمل است، نه قربانيان يا بردگان بيپناه فرايند توسعهاي كه خود راه انداختهاند، بلكه صاحبان و خداوندان آن»
اُکتاويو پاز در نامه به جوانان شوروي مي نويسد:
"و يك نكته مهم ديگر؛ همه كوشش پدر تو و همراهانش [ كمونيسم ] بيهوده نبوده است. پدرت گفت كه گرسنه آزادي نميخواهد.... من اين سخن را بدين گونه تصحيح ميكنم: گرسنه از آزادي چيزي نميفهمد. طلب نان بدويترين و اساسيترين حق هر كسي است، و حق داشتن مسكني در خور و لوازمي در خور. ما فهم اين مهم را مديون پدر توييم. ولي آنگاه كه ميگفت آزادي را فداي نان كنيم، ميبايست جهاني فرياد كشيده باشد نه، نه، نه. انسان تنها به نان زنده نيست. نان هدف بشري نيست. هدف، كسب آزادي است، آزادي براي بهرهمند شدن از فرهنگ.."
به تناسب تحوّل در مفهوم توسعه و تمايل كشورها و مجامع علمي و بينالمللي، مفهوم فقر نيز كه زماني كاهش و از بين بردن آن مهمترين هدف توسعه تلقي ميشد، تغيير پيدا كرده است. اين تغيير گوياي آن است كه ريشه فقر را الزاماً نميتوان در توزيع نابرابر درآمد جستوجو كرد، بلكه بخش اعظم اين مسأله، از كمبود قابليتهاي افراد است. از همين رو در نگاه انساني به توسعه، هم مفهوم و هم مصاديق فقر تغيير يافته است.
تقابل بين جنبههاي مختلف درآمد و قابليت، مستقيماً با فضاي مورد نظر ارتباط دارد كه در آن نابرابري و كارايي مورد ارزيابي قرار ميگيرند. براي مثال فرد با درآمد بالا، اما محروم از مشاركتهاي سياسي، در حالت معمولي فقير محسوب نميشود، در حالي كه بر حسب يك نوع آزادي مهم، آشكارا فقير است. فردي كه از ديگران ثروتمندتر است اما از يك بيماري رنج ميبرد كه درمان آن خيلي گران است، بهطور واضح، از يك منظر فقير است، حتي اگر در محاسبات معمول توزيع درآمد فقير محسوب نشود. فردي كه فرصتهاي اشتغال را ناديده ميگيرد و از دولت بيمه بيكاري دريافت ميكند ممكن است در فضاي درآمد به طور قابل ملاحظهاي فقير محسوب شود تا بر حسب فرصتهاي طلايي داشتن يك شغل. از آنجايي كه پديده بيكاري، مشخصاً در برخي از مناطق دنيا (از جمله اروپاي معاصر) حايز اهميت است از اين منظر نيز ضرورت مبرم بررسي تقابل بين رويكرد درآمد و رويكرد قابليت در زمينه ارزيابي نابرابري احساس ميشود.
آمارتياسن در همين زمينه ميگويد: «از ويژگيهاي مشترك كشورهاي فقير، مخارج وسيع و كلان در بخش نظامي است. مخارج نظامي در بيشتر كشورهاي فقير چندين برابر مخارج آموزش و پرورش و خدمات بهداشتي است. اين در حالي است كه براي اين قبيل كشورها بيش از آنكه تهديدات نظامي و حملههاي جنگجويانه به عنوان يك اولويت باشد، از فقدان نيروي انساني ماهر و بيكار بودن و تلفشدن توان و قابليتهاي افراد خود، رنج ميبرند»
نقدي ديگر بر نگاه اقتصادي به توسعه
ايراد اساسي در تعريف و نگاه اقتصادي به توسعه، شناخت ناقص از انسان است. رويكردهاي يك بعدي به توسعه و محدود نمودن توسعه در يك صفت و ويژگي خاص نظير توسعه اقتصادي و يا حتي توسعه سياسي محض، به اين دليل نقص دارد كه اولاً انسانها را موجودات منفعلي فرض ميكند و ثانياً به ماهيت و كليت انسان تنها از بعد اقتصادي نگاه ميشود و چنين پنداشته ميشود كه او در نهايت تنها منافع اقتصادي خود را دنبال ميكند. حال آنكه انسان و مقوله نيازهاي انساني پيچيدهتر از آن است كه صرفاً آنها را به نيازهاي اقتصادي محض معطوف نمود.
شايد اشاره به يك مثال توضيحي بيشتر براي اين مطلب باشد. فرض كنيد يك عده مسافر پياده از گرسنگي به شدت تحت فشارند و چند روز را با كمترين حد تغذيه سپري كردهاند تا آنكه به مقصدي ميرسند و موجي از اميد در چشمانشان برق ميزند كه ميتوانند گرسنگي وخستگي خود را رفع كنند. كسي با اشاره ميز نهارخوري را به آنها نشان ميدهد و وانمود ميكند كه تا دقايقي ديگر به آنها غذا و خوراك خواهد داد. تصور كنيد پس از چند دقيقه ميزبان با قيافهاي عصباني آنچه را که به عنوان غذا آماده كرده، با بي احترامي به سمت هر يك از اين افراد گرسنه پرتكند.
حالت ديگر آن است كه ميزبان با مشاهده آنان، با روي خوش از آنها براي صرف غذا دعوت كند و غذاهايي را كه آماده كرده با احترام پيش روي هر نفر بگذارد.
تفاوت اين دو برخورد فقط در نحوة ارضاء نياز گرسنگي آنان است. در هر دو حال آن عده مسافر، گرسنگي خود را برطرف ميكنند اما اينكه چه احساس و روحيهاي در برابر هر برخورد به آنان دست ميدهد، مهم است. بسيار شنيدهايم كه آدم گرسنه هرچه باشد ميخورد. ولي همين را هم اگر با بياحترامي به او بدهند احساس خوشايندي نخواهد داشت.
بنابراين طي چند دهه مفهوم توسعه بنابر ديدگاه سنّتي كه عمدتاً از جانب اقتصاددانان مطرح ميگشت، عمدتاً بر افزايش منابع سرمايه مادي متمركز شده بود. از جمله براي ايجاد انگيزش در عوامل اقتصادي براي سرمايهگذاري، بالا بردن نرخ پسانداز و يا تأسيس مؤسسات اقتصادي با مالكيت دولتي، سرمايهگذاري يا انباشت سرمايه مادي براي دورهاي طولاني به عنوان نيروي محركه رشد و توسعه شناخته ميشد. اين الگوي رايج توسعه، براي مدتي رشد شتاباني را براي برخي از كشورها به وجود آورده بود امّا به تدريج آثار اين اقدامات به صورت بحرانهاي اقتصادي، اجتماعي و زيستمحيطي نمودار شد و آنچه كه باشگاه رم آن را معضل بشري ناميد، ناكارآمدي الگو هاي توسعه را تا آن زمان نمودار ساخت. در نخستين گزارش اين باشگاه که در سال 1968 با عنوان محدوديتهاي رشد انتشار يافت؛ پنج متغير جمعيت، توليد خوراك، آلودگي محيطزيست، مصرف منابع تجديد ناپذير و فرآيند صنعتي شدن مورد بررسي قرارگرفت. نتايج هشدار دهنده اين گزارش بيانگر آن بود كه اگر روند رشد اين متغيرها همچنان ادامه يابد، چيزي نخواهد گذشت كه حيات انسان بر كره خاكي با بحراني فاجعهآميز رو به رو خواهد شد. هرچند گزارشها در بررسيهاي پس از آن بدبينانه و دروغين تفسير شد، ليكن كنفرانس ريو 1992 ابعاد گسترده اين فاجعه را بار ديگر نمودار ساخت وحل مسائل و معضلات مختلف از جمله محيطزيست را در گرو حل مشكل توسعه دانست. لذا رويكردهاي نوين در توسعه از جمله توسعه پايدار و توسعه انساني به منصه ظهور رسيد. همچنين نشست جهاني توسعه اجتماعي در مارس 1995 نيز ابعاد گستردهتري از معضلات اجتماعي و انساني را پيش روي سياستگذاران قرار داد.
در واقع ريشه اصلي رويكرد به توسعه پايدار و توسعه انساني را بايد در مشكلات الگوهاي گذشته توسعه جست. توسعه پايدار گوياي آن است كه حفظ و حراست از زمين اصل بنيادين زندگي انساني است و هر اندازه كه از منابع سرمايه طبيعي كاهش مييابد بايد به ارزش سرمايههاي مادي و انساني افزوده شود و هدف اصلي در رويكرد توسعه انساني نيز دستيابي به توسعه از رهگذرِ پرورش قابليتهاي انسان، گسترش امكان انتخابهاي او و غني سازي قواي زيستي، شخصيتي، فکري و معرفتي انسان هاست.
- خلعتي براي رياست جمهوري
- بردن با لذت تحقير
- چرا وزير كشور پروايي از سخنگويي اصولگرايان ندارد؟
- انتخابات مجلس را فراموش کنیم
- مرتضي حاجي : آقایان شعار پیروزی سر میدهند در حالی که مردم آن را نمیبینند
- محسن چاووشی: برای سنتوری آه کشیدم
- توهین به ایران و ایرانی درشبكه هاي ترکيه
- كيهان قطعنامه چهارم را هم پذيرفت
- پاسخ ابراهيم يزدي به مجري صداي آمريكا
- «ائتلاف فراگیر اصولگرایان» راهي براي مقابله با دخالت دولت در انتخابات


نظرات ( ارسال شد):
نظرات خود را ارسال نماييد