در پاسخ جسارت روحالله حسينيان به بيت امام
پنج صبح- به نظر ميرسد اين روزها در جبهه اصولگرايان ملاك جديدي براي دريافت نشان اصولگرايي تعيين شده است. پرخاشجويي نسبت به جناحهاي ديگر و حمله به اصلاحطلبان الگويي است كه در اختيار پياده نظام اصولگرا قرار داده شده تا با تمسك به آن نشان و درجه خود را افزايش دهند.
پس از آنكه الياس نادران حذف خود از ليست جبهه متحد اصولگرايان را با خطابه تند و تيزش جبران كرد و تاييد صلاحيت خود براي حضور در جبهه اصولگرايان دولتي را به دست آورد، اين بار نوبت به روحالله حسينيان رسيده است تا حذفش از دايره اصولگرايي را به نوعي تلافي كند.
اما كار پيش روي حسينيان بسيار دشوارتر از نادران است، چرا كه آن يكي از فهرست جبهه متحد بيرون افتاده بود و اين يكي اساسا ناچار به كنارهگيري از كل انتخابات شده است. به تبع اين دشواري، حسينيان نيز ماموريت عظيمتري را بر عهده گرفته است و به جاي حمله به گروههاي اصلاحطلب يك باره به سراغ بيت امام راحل رفته و يك تنه باب جسارت به خانواده بنيانگذار انقلاب را باز كرده است.
امروز و در سايت مركز اسناد انقلاب اسلامي كه زير نظر جناب حسينيان اداره ميشود، به اصطلاح مقالهاي منتشر شد كه چيزي نبود جز جسارتي خام به بزرگ بيت امام. جداي از اين مسئله كه ناپختگي و دستپاچگي نگارنده، كه در سطر به سطر نامه موج ميزد، حاكي از فرمايشي و سفارشي بودن آن داشت، در همين نوشتار دست و پا شكسته نيز نكاتي قابل تامل وجود دارد كه پاسخ به آنها خالي از لطف نيست.
نگارنده نامه در بخشي از آن به طرح هفت پرسش پرداخته است كه خطابش را حجتالاسلام سيد حسن خميني قرار داده، اما اين پرسشها نيز به مانند ديگر بخشهاي نامه آنچنان خام و با دستپاچگي مطرح شدهاند كه بيشتر بر رسوايي طراحانش ميافزايد.
پاسخهاي زير را تنها به صورت گذرا و سرفصلوار براي طراحان پرسشها فهرست ميكنيم تا شايد تنها به اشارتهاي اندك ارائه شده متوجه حقايقي شوند كه همچنان در پرده است، پردهاي كه با اين روند طولي نخواهد كشيد كه برافتد.
1-آیا حمایت از كسانی كه به ولایت مطلقه فقیه به عنوان ستون جمهوری اسلامی معتقدند دخالت در امور سیاسی است؟
چه كساني معتقد به ولايت مطلقه فقيه هستند؟ و يا بهتر بگوييم چه كساني نيستند؟ آيا نيروهاي خط امام به ولايت فقيه اعتقاد ندارند؟ آيا آن همه جانبازي در راه امام و ولايت و نظام نشانه اين جريان نيست؟ چگونه است كه حالا ورق برگشته و گستاخان به اهل بيت امام معتقدين به ولايت فقيه شدهاند و خاندان بنيانگذار و نظريه پرداز اين ولايت مخالف آن؟
2-آیا حمایت از كسانی كه به جامعیت دین اسلام برای اداره زندگی و امور انسانها معتقدند در برابر كسانی كه دین را از سیاست جدا میدانند و میگویند دین برای جامعه هیچ برنامهای ندارد عبور از خط امام است؟
چه كساني و چه زماني فتواي سكولاريست شدن خط امام را صادر كردند؟ اين معتقدين به جدايي دين از سياست چه كساني هستند؟ آيا آن نوه امام كه صلاحيتش براي آقايان احراز نشد به جدايي دين از سياست معتقد شده و آنان كه تمامي هم و غم و تلاششان محو نام و انديشه بنيانگذار نظام اسلامي است معتقدين به پيوند دين و سياست شدهاند؟
3-آیا حمایت سپاه پاسداران از افرادی كه به حكومت به عنوان ایجاد زمینه برای تكامل انسان مینگرند دروغگویی و تناقضگویی است؟
چه كساني به حكومت به عنوان زمينهاي براي تكامل انسان مينگرند؟ هماناني كه تمامي كارنامه درخشانشان تحقير و توهين فرزندان امام است؟
نخير، دروغگويي و تناقض گويي دفاع از حرمت انسانها نيست، بلكه تظاهر به دفاع از اين حرمت و در عين حال تلاش و فتنهانگيزي عين دروغگويي است؛ داعيه دلسوزي نظام و در عين حال وارد كردن چكمه نظاميان به عرصه انتخابات عين تناقضگويي است.
4-آیا ایستادگی و مخالفت در برابر افرادی كه در پنهان و آشكار با پیوستگی ولایت رهبری با امام امت (ره) مخالفند نفسانیت است؟
نخير، كاملا برعكس، مخدوش ساختن چهره امام و تلاش براي منحرف ساختن تصوير انديشه امام از يك طرف و واريز كردن نتيجه هر ندانم كاري و بيتدبيري و تنگ نظري به پاي رهبري و ولايت عين نفسانيت است. چه كساني هستند كه مدام تلاش و اصرار دارند كه تمامي تصميمات غالبا بيجا و خودخواهانه خود را با عنوان پيروي از رهبري و ولايت توجيه كنند؟ كجا و چه زمان امام راحل يا مقام رهبري خواستار دخالت نظاميان به عرصه انتخابات شدند كه حالا توجيه اين اعمال خودسرانه بايد پيوستگي انديشه امام با رهبري باشد؟
5-آیا حمایت از اشخاص حقیقی و حقوقی كه در مسایل كلان اجرایی، فرهنگی اقتصادی همراه با ولایت فقیه هستند دخالت در امور سیاسی است؟
بالله كه خداوند رسوا كننده كذابين است. كجا و چه زمان ولايت فقيه در امور اقتصادي فعاليت داشتند كه عدهاي بخواهند همراه و شريك آن باشند؟ نوشتن اين همه تصميمات غلط و فاجعهبار سياسي و فرهنگي به پاي ولايت كافي نبود كه حالا عزم كردهايد كه پاي رهبري را در پروندههاي اقتصاديتان نيز باز كنيد؟ شما را به خدا نام اين يكي را نياوريد كه آوازه شهرتش در هر كوي و برزن پيچيده است.
6-آیا همراهی و هم نوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشخاصی كه حمایت از مظلومان عالم را فریاد میزنند و همانند امام عزیزمان در تقابل با مستكبرین هستند خروج از خط امام است؟
آيا اين فرياد زنندگان تنها گوشهايشان را در آن سوي مرزها به كار گرفتهاند كه ببينند در ونزوئلا، كوبا، اروگوئه و كره شمالي چه كسي مظلوم واقع شده تا به آن بپردازند؟ آيا در داخل كشور اين همه فرياد تظلم را نميشنوند؟ آيا نشنيدهاند چراغي كه به خانه روا است به مسجد حرام است؟
7-آیا حمایت و پشتیبانی از افرادی كه با صلابت با متخلفین و مفسدین برخورد میكنند، ساده زیست هستند و اصلاحات را در چارچوب مبانی دینی میپذیرند عبور از اندیشههای امام و دخالت در سیاست است؟
چه كساني ساده زيست هستند و با متخلفين و مفسدين برخورد ميكنند؟ هماناني كه پروندههاي فساد 300ميلياردي در شهرداري را لاپوشاني كردند؟ هماناني كه شمار تعدد مشاغلشان از دست خودشان هم در رفته است؟ هماناني كه يك شبه از بسيج دانشجويي به مدير عاملي بزرگترين كمپانيهاي خودروسازي دست مييابند؟ هماناني كه سه سال است وعده ميدهند متخلفين اقتصادي را رسوا ميكنند و هنوز جز تكرار وعدههاي پوچ و توخاليشان چيزي نشان ندادهاند؟ هماناني كه قراردادهاي چندين ميليارد دلاري نفت و گاز را به انحصار نيروهاي نظامي و شبهه نظامي درآوردهاند؟
لاف زدن از پذيرش اصلاحات ديگر خندهدارتر از آن بود كه جوابي در پي داشته باشد، آن هم از جانب كساني كه تصورشان از اصلاحات جايگزين كردن اقوام و خويشان خود به جاي مديراني است كه چند دهه تجربه خدمت دارند.
آقاي حسينيان، اينكه دايره اصولگرايي حلقه تنگي است كه روز به روز تنگتر نيز ميشود و همراهان ديروز را به چشم بر هم زدني به دور مياندازد مشكلي است كه بايد راه ديگري براي حل آن پيدا كنيد، وگر نه اين گستاخيها و آسمان ريسمان بافتنها براي خوشآمد دولت مردان اگر امروز هم اندك مرهمي بر زخمهايتان باشد چيزي بيش از گذاشتن استخوان لاي زخم اصولگرايي نيست.
چه بهتر است كه بيش از اين در اين غرقاب دست و پا نزنيد و نهادي چون مركز اسناد انقلاب اسلامي كه بايد امين نظام و مردم باشد را نيز بازيچه اين گونه هوسهاي زودگذر خود نسازيد.
اگر به واقع و آنگونه كه ادعايش را داريد دوستدار انقلاب هستيد هرچه سريعتر چشمهايتان را بشوييد و بار ديگر نظاره كنيد كه تيشهاي كه به ريشه انقلاب وارد ميآيد در دستان چه كساني است، شايد كه بتوانيد كمكي كنيد.
- چرا وزير كشور پروايي از سخنگويي اصولگرايان ندارد؟
- بردن با لذت تحقير
- انتخابات مجلس را فراموش کنیم
- مرتضي حاجي : آقایان شعار پیروزی سر میدهند در حالی که مردم آن را نمیبینند
- محسن چاووشی: برای سنتوری آه کشیدم
- توهین به ایران و ایرانی درشبكه هاي ترکيه
- كيهان قطعنامه چهارم را هم پذيرفت
- پاسخ ابراهيم يزدي به مجري صداي آمريكا
- «ائتلاف فراگیر اصولگرایان» راهي براي مقابله با دخالت دولت در انتخابات
- مولايي: اعتمادسازي با جامعه جهاني تنها از مسير پرونده هستهاي نميگذرد


نظرات (12 ارسال شد):
حسابي از خجالتش در اومديد
چون آن زمان فرمانده سپاه دست نشانده هاشمی بود و منافع ایشان در امان بود.
حتما شماها خود را صاحب اصلي انقلاب مي دانيد و خانواده امام را با بيش از 30 سال مبارزه و رهبري انقلاب هماواز راديو هاي بيگانه مي خوانيد.دست از اين جسارت ها برداريدكه عذاب الهي نزديك است.و اما آقاي صدقي خودتان بهتر ميدانيد كه در سياست هيچ چيزي و هيچ كلمه و اصطلاحي تصادفي گفته نمي شود و حتي اشاره هم معنا دارد چه برسد به بردن نام يك جريان سياسي آن هم اصولگرايي!
كه از مفهوم اصلي اصولگرايي اسلامي فاصله دارند.اظهار دوستي شماها نيز مانند مواضع سياسي تان بو دار است. خدا عاقبت همه ما را ختم به خير كند.
نظرات خود را ارسال نماييد