NGOها قربانيان اصولگرايي
NGO به مثابه توهم توطئه
مجموعۀ این اتفاقات جامعۀمدنی را به امري حساس برای دولت مهرورز بدل نمود و اينگونه عامل وارد آمدن بیشترین آسیب به سازمانهای غیردولتی به طور خاص و تمامی نهادهای اجتماعی فعال در بخش های گوناگون جامعۀ مدنی ایران به طور عام گشت. تا جاييكه رييسسازمان ملي جوانان دولت نهم در پاسخ به برخي انتقادات، مبنی بر اینکه شما نسبت به فعالیتهای تشکلهای غیردولتی دچار توهم براندازی نظام شدهاید، گفت:"من توهم ندارم، NGO یک توهم است و از جوانان در این خصوص سوء استفاده شده است".
اكبري گفت:" سازمانهاي مردم نهاد(همان غير دولتي سابق) با عنوان اختصاري سمن جايگزين NGOها شده و فعاليت غير سياسي و غيرانتفاعي خواهند داشت".
ايجاد انگيزه وافر بين جوانان براي تشكيل تشكل غيردولتي در دولت اصلاحات، اگرچه نقدهاي جدي را در خود مستتر دارد اما با پذيرش دوران گذار قابل تحسين است. چرا كه در فقدان آنها و در همان آغاز دولت عدالتمحور، معاون رييس جمهور در خصوص ركود نهادهاي مدني در دولت نهم گفت:"جوانان ما معطل عناوين واهي NGOها شده و بازي خوردند و اين در حالي است كه جوانان ما ريشه در اين آب و خاك و مدنيت دارند و نبايد درگير نهادهاي واهي بدون محتوا شوند.ظرفيت عظيم كشور ما جواناني هستند كه در متن جامعهاند و بايد ديده شوند و NGOها توهمي بيش نيستند".توهم دانستن سازمانهاي غيردولتي از آنجهت غير قابل باور است كه حتي حداد عادل را نيز وادار به واكنش كرد تا در جمعي بگويد:"يکي از برنامههاي دشمنان،ناکارآمد جلوهدادن حکومتديني است و توسعه سازمانهاي مردمنهاد، يکي از ابزارها و تاکتيکهاي دشمن براي مقابله با حکومت ديني است که شما بايد اينها را شناسايي کنيد."جالب تر اينجاست كه معاون حقوقي وزارت علوم دولت نهم هم بيكار ننشست تا درمقابله با تشكلهاي غيردولتي سهيم باشد و چنين بگويد:"بعضي از NGOها و سازمانهاي غيردولتي سعي دارند دانشجويان ما را به سوي مراكز جاسوسي غرب سوق دهند؛ تا در شرايط حساس به نفع خود و با سوء استفاده ازآنان گام بردارند."
NGO به مثابه كنترل دولتي
قدرت اثرگذاري تشكلهاي مدني در استحكام خودباوري ،اتحاد و برانگيختن انگيزه جوانان و مشاركت عمومي در رفع معضلات اجتماعي و به نوعي افزايش خرد جمعي نسبت به مطالبات مردم از حكومت و مشاركت آگاهانه باعث شد تا معاون اجتماعي وزارت كشور كه بايد حامي اين تشكلها باشد در اظهارنظري عجيب NGOها را ابزار دست دشمنان برانداز جمهوري اسلامي و مايه طمع آنها بداند و مدعي شود:"نگاه وزارت كشور به سازمانهاي مردمنهاد،امنيتي نيست، بلكه تنها ميخواهد سازمانهاي غيردولتي را از دامهاي پيش رو دور كند. سازمانهاي مردم نهاد بايد انتظارهاي معقول و متناسب با شرايط كشور داشته باشند. بسياري از كشورهاي خارجي به طور رسمي اعلام كردهاند كه به دنبال براندازي حكومت در ايران هستند و چشم طمع خود را به برخي از سازمانهاي غير دولتي ايران دوختهاند. وزارت كشور ميخواهد به اين سازمانها كمك كند تا در اين دامها نيفتند و معتقديم كه اين مسئله به هيچ وجه توهم توطئه نيست، بلكه برنامهريزي براي بهتر بودن شرايط آنهاست" و البته در ادامه« خبرهاي خوش» دولت نهم خبر داد كه پس از اجرايي شدن آيين نامه دولت، اين سازمانها بايد برنامههاي خود را با نظرات كميسيون ماده 2 همراه كنند تا مبادا در دام دشمن افتاده و در جهت براندازي حركت كنند! غافل از اينكه تشكيل نهادهاي غير دولتي و تقويت بنيه جامعه مدني نه تنها از مصاديق براندازي نيست بلكه به عنوان عاملي براي مقابله با فروپاشي داخلي به شمار ميرود. از سوي ديگر بسياري از كارشناسان معتقدند، برخورد انحصارگرايانه و نحوه تعامل دولت با احزاب، تشكل هاي صنفي و سياسي و نهادهاي مدني در راستاي تضعيف جمهوريت است .چرا كه نقش NGO ها در تسريع پروسه دموكراسي، بيبديل است و اگر نبود مقاومتهاي محافظهكاران در تثبيت جريان اصلاحطلبي، هماينك ميبايست شايد رشد روزافزون و همهگير شدن ايننهادهاي اجتماعي در كشور باشيم. از اينرو بايد تاسف خورد، وقتي دولت اقدام به تصويب آييننامهاي ميكنند تا NGOها تحت نظارت و كنترل وزارت كشور و مراجع دولتي درآيد و از بررسي مجدد صلاحيت سازمان هاي غيردولتي كه در دولت اصلاحات ثبت شده خبرميدهد.
به اين ترتيب است كه تنها راه حفظ نهادهاي باقي مانده، عدم تكيه به حمايتهاي دولت و خزيدن به لايههاي دروني عرصه عمومي جامعه مي شود.
در نتیجه، به نظر می آید که در پی یک سری تأثیرات متقابل و البته نظاممند!، تمامی ثمرات ناشی از شکلگیری نهادهای اجتماعی ،مستقل، خودجوش و فعال در حیطۀ جامعۀ مدنی ایران که در دهۀ گذشته و با تلاش بسیاری از داوطلبان پا به عرصۀ وجود نهاده بودند، از جامعه دریغ شده و حتی زیرساختهای تشکیل شده برای رشد و ادامه حيات آنها از بین رفته است ؛چه آنكه دركمتر جايي از دنيا مي بينيم مقامات به جاي استقبال از گسترش و توسعه جامعهمدني و شكلگيري بسترهاي دموكراسي پايدار،به تضعيف و تخريب جايگاه نهادهاي مدني مشغول باشند. حالكه نهادهاي مدني بعنوان تنها وسيله كسب دموكراسي به پاي اصولگرايي قرباني ميشوند بايد به آينده چشم دوخت كه آيا در ايران جامعه مدني شكل خواهد گرفت يا به مدد عدالت محوري دولت اصولگرا بايد حلواي آن را خيرات كنيم؟
- چرا وزير كشور پروايي از سخنگويي اصولگرايان ندارد؟
- بردن با لذت تحقير
- انتخابات مجلس را فراموش کنیم
- مرتضي حاجي : آقایان شعار پیروزی سر میدهند در حالی که مردم آن را نمیبینند
- محسن چاووشی: برای سنتوری آه کشیدم
- توهین به ایران و ایرانی درشبكه هاي ترکيه
- كيهان قطعنامه چهارم را هم پذيرفت
- پاسخ ابراهيم يزدي به مجري صداي آمريكا
- «ائتلاف فراگیر اصولگرایان» راهي براي مقابله با دخالت دولت در انتخابات
- مولايي: اعتمادسازي با جامعه جهاني تنها از مسير پرونده هستهاي نميگذرد


نظرات (4 ارسال شد):
واقعا ازتون متشکرم که به این موضوع پرداختید.
زنده باشید به عزت وعشق
زنده باشید به عزت وعشق
نظرات خود را ارسال نماييد