سردار! پس چه شد آن همه خط و نشان ها؟( مزدك علي نظري)
پنچ صبح: يکشنبه شب گذشته، سارقان حرفه ای با حمله به یک هنرمند جوان، بار دیگر حادثه آفریدند. «یوسف نیکفام» نویسنده و بازیگر تئاتر که در ساعات پایانی روز از اجرای نمایش «غريبهء شام» باز می گشت، در حوالی میدان «منیریه» با حملهء دو سارق موتورسوار مواجه شد که قصد ربودن دوربین فیلمبرداری او را داشتند. هرچند با مقاومت شدید این هنرمند، کیف قاپ ها در این حادثه ناکام ماندند؛ اما با توجه به آمار بالای موارد مشابه گزارش شده در روزهای اخیر، برای چندمین بار این سوال مطرح می شود که اولویت های امنیت اجتماعی چیست و وظیفهء نیروی انتظامی در برقراری نظم عمومی کدام است؟
در روزهای میانی بهمن ماه هم مشاهده شد که درست در کنار گشت های ارشادی مستقر در میدان «هفت تیر»، حادثه مشابهی اتفاق افتاده است. دو موتورسوار با حمله به خانمی سی و چند ساله، کیف او را ربوده و خودش را هم نقش زمین کردند. با وجود اینکه این ماجرا در حدود پنج متری دو اتومبیل نیروی انتظامی اتفاق افتاد، اما آن ماموران اصلاً متوجه نشده و متاسفانه هنگامی که با پرسش عده ای از مردم خشمگین مواجه شدند، برخورد نامناسبی از خود نشان دادند.
جدا از جریحه دار شدن احساسات عمومی از تماشای هر روزهء چنین صحنه های هولناکی، آیا این دست حوادث باعث بی اعتمادی مردم به پلیس نشده است؟ جسارت اخلالگران امنیت مدنی به جایی رسیده که بدون ترس از نیروی انتظامی و بی توجه به حضور این نیروها، نیات شوم خود را پیش می برند. در مقابل، با اولویت دادن نیروی انتظامی به برخورد با آنچه مفاسد اجتماعی نامیده می شود (پیروی جوانان از مد و مثلاً پوشیدن بوت یا لباس های خاص دیگر) ترس از قوه قهریهء پلیس در دل مردم عادی لانه کرده است.
این سیاست نیروی انتظامی تا آنجا جدی گرفته شده که شنیده می شود در روزهای اخیر، بازداشت شدگان توسط گشت های ارشادی حتی بابت محتوای وبلاگ های شخصی شان هم مورد سوال قرار می گیرند! مسلماً مبارزه با مصادیق مورد تایید فساد اجتماعی (مثل بدحجابی، مزاحمت های خیابانی و...) از اصول خدشه ناپذیر وظایف نیروی انتظامی و توقع عموم مردم در جمهوری اسلامی نیز هست. اما آیا پلیس به همان میزان که در این زمینه انرژی گذاشته و به قول منتقدان «در آن غرق شده»؛ برای گوشمالی ارازل و اوباش، سارقان و دزدان، زورگیران و کیف قاپ ها، سوداگران موادمخدر و... اقدام کرده است؟
- چرا وزير كشور پروايي از سخنگويي اصولگرايان ندارد؟
- بردن با لذت تحقير
- انتخابات مجلس را فراموش کنیم
- مرتضي حاجي : آقایان شعار پیروزی سر میدهند در حالی که مردم آن را نمیبینند
- محسن چاووشی: برای سنتوری آه کشیدم
- توهین به ایران و ایرانی درشبكه هاي ترکيه
- كيهان قطعنامه چهارم را هم پذيرفت
- پاسخ ابراهيم يزدي به مجري صداي آمريكا
- «ائتلاف فراگیر اصولگرایان» راهي براي مقابله با دخالت دولت در انتخابات
- مولايي: اعتمادسازي با جامعه جهاني تنها از مسير پرونده هستهاي نميگذرد


نظرات (6 ارسال شد):
سلام. ممنونم از گزارشت.بعد از اين كه موتور سوارها فرار كردند تازه فهميدم كه چه شانسي آورده ام اگر با چاقو بهم حمله
مي كردند چه ميتوانستم بكنم؟ اين روزها از موتورسوارهايي كه در پياده رو تردد ميكنند خيلي ميترسم. خدا عاقبت همه مان را ختم بخير كند! الهي آمين!
به حضرت عباس پليس نيستم!
نظرات خود را ارسال نماييد