مقايسه بين دولت شيرين مهروزي و دولت سازندگي (كوهيار گودرزي/ بخش دوم)
1. دولت سازندگي به مردم مهر نميورزيد يا كم ورز ميداد، در نتيجه مردم دمر نميخوابيدند. جماعت ساكن شهرها فاقد صفات برجسته بودند. يعني داشتند اما توي ذوق نميزد. نهايتاً يك پديدهاي بود به اسم مبارزه با مفاسد اجتماعي منكرات هم پاترول سوار ميشد.
الان بحمدالله اوضاع خوب شده. ونهاي شيك آمده با شيشههاي دودي. نيروهاي جان در كف شبانهروز دارند با هرگونه پستي و بلندي ملت بزرگوار مبارزه ميكنند. عوامل فريبخوردهي متبرج را توي خيابان ميگيرند، قسمتهاي عيانشان را نهان ميكنند. غيورانه ميريزند به منازل خوفناك استكباري، نهان را عيان ميكنند. خلاصه گر جنبندهاي كنار جدول خيابان بجنبد، جنبيدن آن پشه عيان در نظر داداشهاي عزيز ماست.
2. قبلاً رئيس جمهور مملكت دست به قلم نداشت. ... در هر صورت از اين ايدههاي بديع به ذهنش نميرسيد. اصولاً صنعت پست مثل الان پيشرفته نبود. رئيس دولت نهم به مدد مشاوريني مثل خانواده اقاي رجبي، تفكراتش نيم قرن از كره زمين جلوتر بود. تفكراتش را در نامه انگاشت و به تمام دنيا صادر كرد و آنها را تحت تأثير قرار داد. بدين ترتيب بود كه غرب دچار تحول عجيبي شد. بوش شبانهروز زار زار مي گريست و لورا با گل گاو زبان آرامش ميكرد. انقلاب روحي مركل آنقدر شديد بود كه نزديكترين گوشي تلفن را برداشت، شماره ژاك شيراك را گرفت و توي گوشي فوت كرد.
البته نامههاي فرستاده هيچ كدام جوابي در پي نداشت، چرا كه سران ملل و دول معجزه هزاره محسوب نميشدند، در نتيجه به حكم انسان بودن در بعد زمان محصور بودند و از پاسخ به اين متون عاجز بودند. اخبار محرمانهاي در دست است كه نامههاي مورد نظر در كشورهاي مربوطه فريز شدهاند تا اولاً از تاثير نطق آتشين نويسنده كاسته شود و ثانياً پنجاه سال بعد، رئيسجمهور وقت اگر توانست دستخط احمدينژاد را بخواند يك جوابي هم برايش پيدا كند.
3. در دولت ماقبل اصلاحات به جوانان بها داده نميشد. (اين به هيچ وجه به اين معني نيست كه در دولت مابعد سازندگي داده ميشد) سن مديران مملكت بالا بود. خستگي به مديران اجازه نميداد تا 21 ساعت در شبانهروز به ميهن خدمت كنند. نهايتش يك مديري بود كه به كمك مافياي نفتي از استانداري اصفهان به شهرداري تهران رسيد و
بعدش هم به كمك لابي ها جزء ده شهردار برگزيده دنيا شد. بعد هم به دليل اينكه سنش پايين بود كلهپا شد.(مسلم است كه آدمي كه توي سن به اين كمي اين قدر موفق شده يك ريگي توي كفشش هست، وگرنه مثل بقيه مديران مملكت به مردم خدمت ميكرد، چه كارش به موفقيت.
بهرحال در دولت نهم حداقل سن لازم براي مديريت و رياست شركتهايي مثل پارس خودرو و سايپا به شدت كاهش يافته است . يعني شما براي خدمت 22 ساعته به خلق خدا تنها بايستي خوشبو باشيد، بوي مطبوع از اگزوز خودرو دربياوريد، رئيسجمهور بهتان بگويد مهرداد جان و...
- چرا وزير كشور پروايي از سخنگويي اصولگرايان ندارد؟
- بردن با لذت تحقير
- انتخابات مجلس را فراموش کنیم
- مرتضي حاجي : آقایان شعار پیروزی سر میدهند در حالی که مردم آن را نمیبینند
- محسن چاووشی: برای سنتوری آه کشیدم
- توهین به ایران و ایرانی درشبكه هاي ترکيه
- كيهان قطعنامه چهارم را هم پذيرفت
- پاسخ ابراهيم يزدي به مجري صداي آمريكا
- «ائتلاف فراگیر اصولگرایان» راهي براي مقابله با دخالت دولت در انتخابات
- مولايي: اعتمادسازي با جامعه جهاني تنها از مسير پرونده هستهاي نميگذرد


نظرات (1 ارسال شد):
راستی چرا دیگه پیش ما نمیای ؟
شاد باشی
نظرات خود را ارسال نماييد