نامه سر گشاده رئيس سابق مركزاسناد به سيد حسن خميني
تسليم و تحيت وافر به عرض رسانيده به دعوات خالصانه يادآورم
به خاطر دارم در پي يورش كماندوهاي شاه به مدرسه فيضيه در ٢ فروردين ١٣٤٢ امام در پاسخ تلگرام تسليت يكي از علماي نجف اشرف آورده بود: حمله به علما و مركز روحانيت عجيب و سكوت نجف اعجب (نزديك به اين مضامين).
بايد بگويم اهانت و اسائه ادب به ساحت مقدس بيت امام و شخص جناب عالي در برخي سايتها شگفتآور است، اما بيتفاوتي و سكوت حوزههاي علمي و برخي مقامات محترم روحاني در برابر آن، شگفتانگيزتر و دردناكتر است، زيرا اين اهانت و جسارت تنها به جنابعالي نبود، بلكه در واقع اهانت به كيان روحانيت و تجاوز به حريم حوزههاي علمي و مقامات روحاني بود، انتقام از امام بود، تودهني به كساني بود كه برآنند از آرمانها و اهداف امام دفاع كنند و خط امام را پاس دارند.
اگر اين اهانتها را تنها به جنابعالي روا داشته بودند، شايد دور از انتظار نبود؛ زيرا ليس هذا اول قاروره كسرت فيالاسلام. شما از سلاله آن بزرگواري هستيد كه همواره مورد اهانت، جسارت و ناسزاگويي قرار داشتند. مولايمان امام علي (عليه الصلوه و السلام) را تا آن پايه به زير سوال بردند و بر ضد آن حضرت جوسازي و دروغ پراكني كردند كه وقتي خبر شهادت آن حضرت در محراب عبادت به شام رسيد، مردم آن منطقه از يكديگر ميپرسيدند «علي در مسجد و محراب چه كار داشت؟ و به چه منظور به مسجد رفته بود؟» حضرت امام حسن مجتبي (سلام الله عليه) را با انواع تهمتها و نسبتها مورد اهانت قرار دادند و « مذل المومنين خواندند»! حضرت اباعبدالله الحسين (سلام الله عليه) را به نام «خارجي» به شهادت رساندند. ديگر امام معصوم و بزرگاني ديني نيز در درازاي تاريخ همواره مورد جسارتها، ناسزاها و اهانتها قرار داشتند و در برابر آن همه گستاخيها و ناسزاگوييها، بردباري و شكيبايي به خرج دادند و «كظم غيظ» كردند، تا آنجا كه حضرت امام موسي بن جعفر (عليه صلوات الله) را به همين دليل «امام كاظم» ميخوانند.
امام عزيز ما (سلام الله عليه) نيز از روزي كه نهضت را آغاز كرد، تا شبي كه ديده از جهان فرو بست، با انواع تهمتها، پيرايهها و ناسزاها رو به رو بود. رژيم شاه و ساواك، نه تنها امام را مورد اتهامات سياسي قرار ميدادند، بلكه گاهي با زشتترين و وقيحانهترين فحاشيها و هتاكيها به آن مرد خدا بيحرمتي ميكردند، كه قلم و زبان از بازگو كردن آن شرم دارد.
با وجود اين، امام بدون كوچكترين واهمه از اين زشتگوييها و فضاحتكاريها راه خود را دنبال كردند و به مصداق "واذا مروا باللغو مروا كراما" نه تنها از اين گونه زشتگوييها و ياوهسراييها پروا نكردند، بلكه وقتي دريافتند طلاب علوم اسلامي آن شبنامههاي فضاحتبار را از در و ديوار خيابانهاي قم كندند و جمع كردند، اظهار داشتند "چرا اين اعلاميهها را جمع ميكنيد، بگذاريد بر در و ديوار باشد تا ماهيت دستگاه جبار را براي مردم بهتر روشن كند" و طي يك سخنراني اعلام كردند: "به من اگر فحش ميدهند شما چرا غصه ميخوريد؟ شما چرا نگران ميشويد؟ چرا كاغذها را جمع ميكنيد؟ مگر من از حضرت امير ـ عليه السلام ـ بالاتر هستم؟ معاويه چند سال در بالاي منبر به علي فحش داد و آن حضرت صبر كرد." (صحيفه امام، ج ١، ص ١٦٣).
امام عزيز ما نيز در برابر فحاشيها و هتاكيها و نامههاي مزين به فحش خوديها و بيگانهها صبر كردند تا به فتح و ظفر رسيدند، ما نيز بايد در برابر اهانتها، نارواگوييها و هرزهدراييها بردبار و شكيبا باشيم تا حق پايدار بماند و بيراههپويي و بيراههپويان از ميان بروند و راه مردم و حقوق مردم استواري يابد؛ چنان كه قرآن وعده داده است: « فاما الزبد فيذهب جفاء و اما ما ينفع الناس فيمكث في الارض» اين عربدهكشيها و هرزهدراييها و بهتانتراشيها پايان مييابد و راه به جايي نميبرد و هيچ گاه نميتواند راهيان نور را از حركت و خروش و اوج و عروج باز دارد و انسانيت انسان را به چالش بكشاند. اين حقيقت را تنها اين نگارنده نميگويد، تاريخ اين را ميگويد، سرگذشت گذشتگان اين حقايق را به نمايش ميگذارد. با نگاهي گذرا به تاريخ ميبينيم قدرتطلبان اموي و عباسي به رغم توطئهها و ترفندها، ناسزاگوييها و ياوهسراييها بر ضد اولياي خدا، از ميان رفتند و به جهنم واصل شدند و امروز هيچ نام و نشاني از آنها حتي در مراكز قدرتشان ديده نميشود؛ ليكن مرقد منسوب به دختر سه ساله حضرت حسين (س) در شام پناهگاه خيل عاشقان و زائران پاكباخته اهل بيت عصمت و طهارت قرار دارد و نام مبارك آن بزرگواران بر تارك تاريخ ميدرخشد. رژيم پهلوي و دستگاه مخوف ساواك با آن تشكيلات عريض و طويل و يال و كوپال عاريهاي، منقرض شد، ليكن نام امام امت جاويدان است. "الا للحق دوله و للباطل جوله"
اين شبزدگان كوردلي كه براي انتقامگيري از امام و رويارويي با اساس روحانيت، به جنابعالي اهانت كردند و نسبتهاي ناروا دادند، اگر به تاريخ و سرگذشت پيشينيان گذر بودند، هيچ گاه به اين شگرد شيطاني دست نميزدند و از حربههاي زنگ زده طاغوتيان تاريخ بهره برنميداشتند و اين واقعيت را درمييافتند كه با ناسزاگويي ها و جوسازي ها نميتوان نور خدا را خاموش كرد و راه خداباوران روزآفرين و طلايه داران آزادي و عدالت را بي رهرو ساخت؛ ليكن چه توان كرد كه اين تاريكانديشان فرومايه و بيمايه و بيخرد را توان پندگيري و عبرتپذيري از تاريخ نباشد، زيرا بنا بر گفته قرآن كريم اين صاحبان خرد و انديشه هستند كه ميتوانند از تاريخ درس بگيرند و پند بپذيرند " لقد كان في قصصهم عبره لاولي الالباب "
در پايان يادآوري نكاتي بايسته است:
١-به نظر ميرسد يكي از نقشههاي شيطاني ياوهگوييها و بهتانتراشي در برخي سايتها بر ضد سركارعالي، بازداشتن افراد و اشخاص از دفاع و پاسداري از آرمانها و اهداف امام و ارزشهاي انقلاب اسلامي ميباشد. اينان با اين شيوه اهانتآميز ميخواهند به پيروان راه امام هشدار دهند كه اگر ميخواهيد شخصيت و اعتبار شما آسيب نبينند و به شما بياحترامي نشود، بايستي در برابر هر گونه مغلطهكاري و سياست بازي ديگران در برابر خط و راه امام دم فرو بنديد و هيچ گونه واكنشي از خود نشان ندهيد.
اين ترفند و توطئه ، مسووليت انسانهاي آگاه و متعهد را در راه دفاع از آرمانهاي مقدس امام سنگينتر و حساستر مينماياند. امروز وظيفه همه كساني كه خواهان عزت و سربلندي اسلام و ايران هستند اين است كه آرمانها و اهداف امام را پاس بدارند؛ هر چند حيثيت ، شخصيت و آبرو و اعتبار خود را در اين راه از دست بدهند، شهداي عزيز ما در راه دفاع از انديشهها و آرمانهاي امام خون و جان خود را تقديم داشتند، و ما بايسته است ، در اين راه از آبرو و اعتبار خود نيز مايه بگذاريم.
٢- ناديده گرفتن ديدگاه حضرت امام و مقام معظم رهبري در مورد ممنوعيت نظاميان از دخالت در مناقشات و رقابتهاي سياسي از سوي كساني كه داعيه پيروي از ولايت را دارند، نمايانگر اين واقعيت تلخ است كه هيچ يك از باندها و گروههاي سياسي به صورت مطلق و بياستثنا در خدمت آرمانها و ارزشهاي انقلاب نيستند؛ چنانكه هيچ گروهي را نيز نميتوان به شكل مطلق بيرون از خط امام و خارج از مسير انقلاب شمرد. ليكن در اين ميان آنچه به دست ميآيد اين است كه خطر باندبازيها و جناحبنديها براي انقلاب اسلامي و استقلال ايران از خطر شيطان بزرگ و صهيونيسم بينالملل بيشتر و شكنندهتر است.
٣-سكوت و بيتفاوتي بسياري از گروههاي سياسي در برابر تجاوز به خط امام و حمايت برخي گروهها و اشخاص از سخناني كه ناقض رهنمودها و آموزههاي امام و مقام معظم رهبري ميباشد زنگ خطر را به صدا در ميآورد و نشان از اين واقعيت دارد كه اگر وفاداري مردم آگاه و روشنضمير ايران به امام و خط ولايت نباشد، برخي گروهها و چهرههاي به اصطلاح پايبند به اصول و مباني اسلام و انقلاب بيدرنگ راه خود را از امام و خط ولايت جدا ميكنند و در اين مورد آنان را با گروهكهايي كه داعيهدار شعار مقابل اين جريان ميباشند تفاوتي نباشد. از اين رو برخي گروهها و چهرههايي كه ساليان درازي به نام پيروي از امام نان خوردند و حتي امام را به دروغ، بنيانگذار گروه خود وانمود ميكردند، ميبينيم چگونه با عناصر و گروهكهايي كه ساليان درازيست شعار ميدهند كه دوران خط و انديشه امام به سر آمده، همصدا شدند و اعلام كردند كه رهنمودهاي امام براي زمان خاصي بوده است؛ اين جاست كه اين واقعيت به درستي نمايان ميشود كه درگيريهاي بسياري از اين باندها و گروهها با يكديگر، جنگ قدرت است و دفاع از امام و خط ولايت بهانهاي بيش نيست.
خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان ..... تا سيهروي شود هر كه در او غش باشد
٤- از عالمان وارسته و مجامع روحاني و حوزههاي علمي انتظار است كه در برابر هجوم به خط و راه امام و اهانت به كيان روحانيت آرام و بيتفاوت نمانند و به فرصتطلبان و نيرنگبازاني كه در كمين انقلاب و نظام جمهوري اسلامي نشستهاند مجال ضربهزدن به اساس ولايت و روحانيت را ندهند؛ البته ما را با عناصر مجهولالهويهاي كه ماموريتشان حفظ آثار مخدوش و مسموم فراماسونها و تحريفگران تاريخ است و از اين رو بر خلاف امام كه بازنگري در تاريخ سده گذشته را توصيه ميكردند، تلاش ميكنند كه تحريفگريهاي سده پيشين را احيا كنند و دستينه پاي آن بگذارند، كاري نباشد، آنها به دنبال هدم آثار امام هستند؛ از اين رو از آنها جز اين انتظار نيست كه در راه پايمال كردن آموزهها و آرمانهاي امام بكوشند و از ناديده گرفتن رهنمودهاي امام استقبال كنند و تاريخ را آن گونه كه ماسونها و ليبراليستها ميخواهند به رشته نگارش بكشند.
٥- امروز هر كسي به خود رخصت ميدهد كه ديدگاهها، رهنمودها و پيامهاي حضرت امام را طبق دلخواه خود يا باند خويش تفسير و معني كند و اين شيوه و روش راه را براي عناصر مرموزي كه در انديشه سوء استفاده از مقام و كلام امام هستند هموار ميسازد، بايسته است همانگونه كه با درايت و آيندهنگري حضرت امام موسسه تنظيم و نشر آثار امام براي حفظ آثار و اسناد تاريخي مربوط به ايشان تاسيس شد و رسالت نگهداري و انتشار آثار ايشان را برعهده گرفت، نهاد يا موسسهاي ، طبق موازين قانوني، مسووليت تفسير و توضيح كلام و پيام و رهنمودهاي امام را عهدهدار شود تا كساني كه در انديشه عبور از خط امام هستند، با تحريف ديدگاه امام نتوانند به اغراض و اميال شيطاني خود جامه عمل بپوشانند و نظريات امام را به دلخواه خود تفسير كنند.
موفقيت روزافزون آن برادر ارجمند را در پيروي از خط امام و پاسداري از آرمانهاي مقدس اسلام از خداوند متعال مسالت دارم.
والسلام عليكم و رحمهالله و بركاته
سيدحميد روحاني
٢٥ / ١١ / ٨٦
- خلعتي براي رياست جمهوري
- بردن با لذت تحقير
- چرا وزير كشور پروايي از سخنگويي اصولگرايان ندارد؟
- انتخابات مجلس را فراموش کنیم
- مرتضي حاجي : آقایان شعار پیروزی سر میدهند در حالی که مردم آن را نمیبینند
- محسن چاووشی: برای سنتوری آه کشیدم
- توهین به ایران و ایرانی درشبكه هاي ترکيه
- كيهان قطعنامه چهارم را هم پذيرفت
- پاسخ ابراهيم يزدي به مجري صداي آمريكا
- «ائتلاف فراگیر اصولگرایان» راهي براي مقابله با دخالت دولت در انتخابات


نظرات (1 ارسال شد):
۲- اصلاح طلبان قرائت میزان رای ملت است را از آقای خمینی عنوان میکنند.
۳- حسین شریعتمداری (کیهان) مردم عوام هستند و ولایت بر مردم مطلقه است را از آقای خمینی نقل میکند.
کدام قرائت صحیح است؟
آیا میشود که هر سه صحیح باشند؟
۱- آقای خمینی پاریس فعالیت مارکسیستها را تایید میکرد و موافق ولایت جمهور مردم بود.
۲- آقای خمینی قم قانون اساسی دولت موقت که بر ولایت جمهور مردم متکی بود را تایید کرد و بر اساس آن ۹۸٪ مردم در ۱۲ فروردین به جمهوری اسلامی رای آری دادند. در ضمن آقای خمینی مخالفت خود را با کاندید شدن روحانیت برای ریاست جمهوری ابراز کردند.
۳- آقای خمینی تهران در سال ۱۳۶۰ در رابطه با اولین رئیس جمهور گفتند که اگر ۳۶ ملیون بگویند آری من میگویم نه. و ولایت را از آن فقیه دانستند و مردم را دارای وظیفه اطاعت از ولی فقیه.
حالا بیایم و بجای تهمت به سه گروه بالا در بد فهمیدن آقای خمینی مشکل را بطور واقعی ببینیم.
نظرات خود را ارسال نماييد